یادداشت از پروانه سلحشور نماینده مردم تهران از لیست امید

امروز در مجلس صحن نداریم اما جلسات کمیسیون ها برقرار است و زمانی که این یادداشت را مینویسم، در مسیر مجلس هستم. در بین راه خبرها را مرور میکردم که یکی از دوستان خبری از یکی از روستاهای زلزله زده فرستاده بود که هشتاد درصد ویران شده است. تازه این خبر از یک روستا است. همه قلباً عزاداریم. دولت هم عزای عمومی اعلام کرده است. طبق معمول ترافیک شدید است و دیر هم شده. یاد ضرب المثلی می افتم که پای رفتن ندارم. با وجود این اتفاقات تلخ واقعا دل و دماغ اینکه دوباره به مجلس برویم و کاری که نتواند به اصلاح زیربنایی کمک کند را ندارم.

مردم در مصیبتند، و ما و همه آنهایی که قبل از ما در همه قوا بودند مقصرند. وقتی زیر ساخت درستی نداریم، وقتی همین بودجه اندک بجای خرمشهر و قصرشیرین در اوگاندا بیمارستان ساخته میشود، وقتی که پیمانکار با وجدان راحت از مصالح درجه سه استفاده می کند و کسی نظارت نمیکند، وقتی که در فرهنگ ما هر کس قانون را دور زد و بی قانونی کرد زرنگ است و هر کس صداقت و سلامت داشت ساده و احمق نامیده میشود، وقتی که کار یک نماینده میشود نامه نگاری برای مشکلات فردی نه مشکلات زیربنایی، وقتی هر کدام در هر جایگاهی که هستیم با علاقه کارمان را انجام نمی دهیم که بهره وری اینقدر پایین می آید و دهها اما و اگر دیگر، آن وقت است که یک جامعه گسسته میبینیم که هیچ هنجاری حاکم نیست که حتی دیگر آن کورسوی امید هم گویی چقدر با ما فاصله گرفته.

نمی خواهم ناامید شوم که آن روز، روز مرگ است، اما این را میدانم همه مقصریم، فقط سهممان فرق میکند.

ایمیل مستقیم: info@enekaseno.ir

دیدگاه شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد الزامی نشانه‌دار هستند.*

*