مجتبی بابایی گفت: می خواهم اشتباهی که من کردم را دانشجواین و جوانان دیگر تکرار نکنند.

به گزارش انعکاس نو، مجتبی بابایی از فعالین سابق جریان دانشجویی است که در زمان حضورش به عنوان یکی از پرچمداران جریان دانشجویی شناخته می شد و در تشکل های گوناگون مسئولیت هایی بر عهده داشت، در دوران فعالیت دانشجویی برخلاف سایر فعالین دانشجویی راهی میانه را در بر گرفت و با اینکه دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل بودند اما اولین مناظره سیاسی بین اصلاح طلبان و اصولگرایان را در طول دولت احمدی نژاد در دانشگاه ارومیه برگزار کرد و در ادامه با تمامی فشارهایی که بر وی وارد شد میزبان نامزد اصلاح طلبان(دکتر محمدرضا عارف) در دانشگاه ارومیه شد. وی بعدها وارد دانشگاه تهران شده و به فعالیت های پژوهشی روی آورده و کمتر به فعالیت سیاسی پرداخت، بابایی پژوهشگر برتر حوزه اقتصاد شهری ایران، همکار تحقیقاتی دانشگاه نیوجرسی و سازمان ارزیابی ادارات آمریکا در پروژه ارزیابی عملکرد حکمرانی الکترونیک شهرداری های سراسر جهان و دانش آموخته برتر دانشگاه تهران در رشته مدیریت شهری می باشد. وی در انتخابات ریاست جمهوری دور گذشته دبیرکل ائتلاف دانشجویی استان آذربایجان غربی بود که نهایتا در قالب ائتلاف به حمایت از قالیباف پرداخت و سپس ریاست ستاد دانشجویی قالیباف را در استان بر عهده گرفت اما ۴ روز مانده به انتخابات از ستاد کنار گیری کرد. انعکاس نو در پای صحبت های وی نشسته است تا وی از دلایل کناره گیری اش از ستاد قالیباف بگوید:

photo_2017-05-09_22-41-08

 

آقای بابایی چگونه شد که شما وارد ستاد آقای قالیباف شدید؟

من در دوران دانشجویی به دلیل مسئولیتی که داشتم میزبان مهمان های سیاسی بودم حدود سه ماه مانده به انتخابات من با برخی از همین مهمان ها مثل آقایان زیباکلام و توکلی که هر دوی این عزیزان حق استادی بر گردن بنده دارند در مورد اینکه کدام یک از گزینه ها برای ریاست جمهوری مطلوب هست مشورت کردم در آن زمان اکثر افرادی با آنها مشورت می کردم معتقد بودند که سران اصلاحات رد صلاحیت می شوند و افرادی هم که باقی می مانند توان رای آوری ندارند از طرف دیگر هم در بین اصولگراها به سختی فردی پیدا می شد که توان تحمل سایر افکار را نیز داشته باشد و سایر شرایطی که سه ماه مانده به انتخابات حاکم بود من را به سمت آقای قالیباف که از نظر بنده فردی میانه و مدیری اجرایی بودند سوق داد، با توجه به عدم هماهنگی اصلاح طلبان و اصولگرایان سنتی که بنده قرابت فکری بیشتری با این دوستان دارم رسما مسئولیت ستاد دانشجویی آقای قالیباف را پذیرفتم.

شما ۴ روز مانده انتخاباتی از سمت خود در ستاد آقای قالیباف کناره گیری کردید، این اقدام شما چه دلایلی داشت؟

بلی حتما، در همان اوایل ورود به ستاد نوعی نگاه امنیتی بر اعضای ستاد حاکم بود که من را آزار می داد فی المثل افراد نمی توانستند موبایلشان را در جلسات همراه خودشان ببرند که برای من بی مفهوم بود رفته رفته نوعی تفکر سهم طلبی  در بین اعضا مشاهده می شد که واقعا منضجر کننده بود و رفته رفته نیز شدت می گرفت حدود یک هفته مانده به انتخابات برخی از این دوستان بر سر اینکه فرماندار کدام شهر شوند کم مانده بود دعوایشان بشود و این تفکر حاکم واقعا غیرقابل تحمل بود در روزهای آخر نیز آقای قالیباف مواضع تندی را علیه آقای هاشمی رفسنجانی گرفتند که از نظر من نه این هجمه ها نه وارد بود و نه قابل اغماض… و همه اینها در حالی بود که آقای قالیباف یا خودشان از این فضا خوششان می آمد یا اینکه غافل بودند و این برای من سئوال بزرگی بود که آقای قالیباف با این تیم چگونه ایران را اداره خواهد کرد که:

تو بر اوج فلک چه دانی چیست؟…که ندانی که در سرایت کیست؟

جمیع این عوامل و وحدت اصلاح طلبان و اصولگرایان سنتی بعد از نماز جمعه انتخابات باعث شد تا بنده از ستاد آقای قالیباف کناره گیری کنم…البته در آن دوره بنابردلایلی که داشتم  و نیازی به گفتن نیست اصلا رای هم ندادم.

 

چرا در ۴ سال گذشته در این مورد اظهارنظری نکرده اید و حالا می گویید؟

ببینید نمی شد یعنی دلیلی هم نداشت که من اظهار نظری بکنم انتخابات تمام شده بود و آقای روحانی پیروز میدان بود اظهار نظر من، نه نفعی برای جامعه داشت نه نفعی برای اصلاح طلبان و اصولگرایان سنتی… برعکس اظهار نظر من نوعی چاپلوسی دولت روحانی تعبیر می شد اما در شرایط فعلی این وظیفه  من هست تا دوستان را که بالخصوص جوانان و دانشجویان را اگاه کنم تا راه اشتباهی که من طی کرده ام را طی نکنند؛ هر چند این اظهارات ممکن است هزینه هایی هم داشته باشد اما مهم، حقیقت گویی است نه مصلحت اندیشی. من بعد از اتمام دوران دانشجویی در ارومیه، در رشته مدیریت شهری وارد دانشگاه تهران شدم و در آنجا از نزدیک عملکرد مجموعه شهرداری تهران را بررسی کردم و دیدن عملکرد مجموعه آقای قالیباف باعث می شود که من اظهار نظر کنم. از همین روی با قاطعیت عرض می کنم که مجموعه شهرداری در حال مدیریت شهری نیست بلکه در حال غارت و چپاول شهری است و این کار به طرق مختلف انجام می شود از تراکم فروشی گرفته تا هزاران کار دیگر… مدیریت شهری در تهران، تمامی مجموعه شهرداری را از افرادی پر کرده است که هیچگونه تخصص ندارند منتهی الیه به آقای قالیباف متعهدند شهرداری زمین مردم را می فروشد، از مردم مالیات می گیرد عوارض اخذ می کند تا حقوق کارکنان و مدیرانی را که مطیع و سرسپرده آقای قالیباف هستند را بدهد و این یعنی خیانت به بیت المال خیانت به مردم… هیچکدام از اینان تخصص ندارند یک حساب سرانگشتی بکنید می فهمید که حتی ۱۰ درصد مدیران شهرداری تهران در تخصص خودشان به فعالیت نمی پردازند فی المثل مدیرکل مرکز مطالعات و برنامه ریزی های شهرداری تهران یک پزشک که متخصص در حوزه بیوتکنولوژی است می باشد این فرد میخواهد چه برنامه ای در حوزه شهری تدوین کند کدام مطالعات را مدیریت کند این فرد حقوق رابطه اش با قالیباف و نزدیکانش را می گیرد پول بی کفایتی اش را می گیرد و این پول در تمامی جوانبش حرام است… شما اگر به دارایی ها و اموال مدیران و معاونین آقای قالیباف نگاه کنید پی خواهید برد که آقای قالیباف نماینده واقعی آن ۴ درصدی است که حقوق نجومی می گیرند نماینده واقعی آن ۴ درصدی است که بی هیچ کارآیی و بهره وری ای امتیازهای آنچنانی می گیرند و نماینده آن ۴ درصدی است که بدون هیچ عملکرد مطلوبی به ثروت و قدرتی غیرقابل باور رسیده اند، به قول شیخ اجل سعدی شیرازی، آقای قالیباف :

به نادانان چنان روزی رساند…. که دانا اندر آن عاجز بماند

کیمیاگر به غصه مرده و رنج….. ابله اندر خرابه یافته گنج

کدام یک از گزینه ها را برای مردم بالخصوص اداره کشور ایران مفید می دانید؟

با توجه بر اینکه مدیریت شهری در ایران آنگونه که باید مستقل باشد نیست بهتر است اداره آن در دست کسانی باشد که همسو با دولت هستند تا بتوانند با تعاملی مناسب به توسعه شهری دست یابند در این راستا چون آقای روحانی هم اشراف جامعی بر شرایط کشور دارد و هم کارنامه قابل قبولی داشته اند و هم توان تحمل انواع و اقسام افکار را دارند ایشان گزینه بهتری هستند البته مطمئنا آقای روحانی ایده آل ما نیستند اما باید این را بدانیم که آقای روحانی با افرادی رقابت می کند که به قول حضرت امام توانایی اداره یک نانوایی را هم ندارند در یک طرف آقای قالیباف قرار دارد که کارنامه اشان مشخص است و نیازی به شرح بیشتر ندارد در طرف دیگر آقای رییسی قرار دارد که تمامی مردان احمدی نژاد پشت او ایستاده اند و بنظر من با توجه به اعضای ستاد آقای رییسی، ایشان همان احمدی نژاد است در صورتی دیگر  به قول حافظ تعبیر دیو در کرشمه حسن هست و بس… سایر کاندیداها نیز هر چند از نظر توان مدیریتی از آقایان قالیباف و رییسی در سطح بالاتری قرار دارند اما مقبولیت آنچنانی ندارند که بتوانند در انتخابات پیروز شوند.

 

 

ایمیل مستقیم: info@enekaseno.ir

3 دیدگاه:

دیدگاه‌های غیرقابل انتشار: 0 دیدگاه‌های منتشر شده: 3
    • دیدگاه لباس ترک در جمعه، ۶ مرداد ۱۳۹۶ در ساعت ۱۰:۲۶ بعد از ظهر

      مطلب بسیار خوبی بود.ممنون

      0 پاسخ
    • دیدگاه apdi.ir در پنجشنبه، ۲۱ دی ۱۳۹۶ در ساعت ۱۱:۴۵ بعد از ظهر

      اقا خیلی وبسایتتون عالیه

      0 پاسخ
    • دیدگاه صاف کننده خون در دوشنبه، ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۷ در ساعت ۷:۰۵ قبل از ظهر

      سلام.ممنون .خیلی خوب بود.از دست اندرکاران وبسایت به این خوبی سپاسگزارم

      0 پاسخ

دیدگاه شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد الزامی نشانه‌دار هستند.*

*